پاسخی به نامه اصفهانی ها به سید حسینی :حاشیه ای بر نامه مردم شرق اصفهان به معاون عمرانی یزد

پاسخی به نامه اصفهانی ها به سید حسینی :حاشیه ای بر نامه مردم شرق اصفهان به معاون عمرانی یزد
بسمه تعالی

متعاقب پست اینستاگرامی بسیار خوب معاون محترم عمرانی یزد، نامه ای از طریق کانال نهضت تراکتور سواران زایندرود در واکنش به این پست در یزدفردا منتشر گردید که حاوی شبهاتی در توجیه منطق تراکتوری برای تخریب خط انتقالی به آب یزد بود که در این نوشتار ضمن اشاره به این شبهات ، پاسخ مختصری ارائه می گردد امید است در زمانه ای که اندیشه ورزی ، قانون ،عقلانیت،انصاف و عدالت و هم نوعدوستی شرط هر نوع پیشرفت و رشدی است ، همگان با کنترل احساسات هیجان یافته مدیریت نشده وبا تاسی به فاکتورهایی که عرض نمودم به تفاهم ، برادری و نوعدوستی بیاندیشیم ان شاءاللهشبهه اول:بر اساس نامه وزیر وقت نیرو،جناب مهندس زنگنه، انتقال آب به یزد در گرو اجرای تونل سوم کوهرنگ بوده است و این تونل پس از ۱۷ سال هنوز اجرا نشده است لذا انتقال آب به یزد از اساس زیر سوال است ؟در خصوص شبهه اول باید عرض کرد که در نامه وزیر وقت نیرو، میزان تخصیص یزد مشخص گردیده است و در انتهای نامه صرفا آمده است که دولت در اجرای تونل سوم کوهرنگ تسریع نماید لذا به هیچ عنوان اجرای خط انتقال آب به یزد منوط به اجرای تونل سوم کوهرنگ نبوده است لذا این شبهه از اساس باطل است.شبهه دوم:سرانه مصرف آب بر اساس استانداردهای وزارت نیرو ۱۵۰ لیتر در روز برای یک نفر است و میزان آب انتقالی فعلی وخط انتقال دوم در حدود ۴ برابر سرانه جمعیتی استان یزد است؟اولا در هیج جای کشور استانداردهای مصرف آب رعایت نمی شود و متوسط سرانه مصرف آب در کشور بالای ۲۵۰ لیتر در روز برای یکنفر می باشد نه ۱۵۰ لیتر،وانگهی نویسنده نامه مذکور میزان کل آب چاههای اصفهان و آب زاینده رودی که به اصفهان می رود را برکل جمعیت اصفهان تقسیم نمایند آنگاه ملاحظه بفرمایند که سرانه مصرف هر نفر روز مردم اصفهان چند برابر استانداردهای وزارت نیروست و آنگاه با ضرب و تقسیم برای سرانه مصرف آب مردم یزد حساب و کتاب بنمایند و البته اگر به رقمهای بالاتر از یزد رسیدند ما را هم مطلع فرمایند!شبهه سوم:انتقال خط اول آب به یزد به نوعی تعرض به حق آبه مردم بود و بر اساس قانون جرم تلقی می شود و این در حالیست که ۷۴ درصد آب زاینده رود که از رودخانه طبیعی و تونل اول کوهرنگ می باشد حقابه مردم اصفهان می باشد ؟تاریخ تعیین حق آبه مربوط به زمان عالم بزرگوارشیخ بهایی می باشد در آن زمان حق آبه صرفا بر اساس آب رودخانه طبیعی بوده است نه آبی که از تونل اول و دوم کوهرنگ و چشمه لنگان و خدنگستان به زاینده رود اضافه گردیده است چرا که در آن زمان تونلی نبوده است  وباید اشاره کنم که بر اساس تامین اعتبارات دولتی که حق کل مردم ایران می باشد (نه تنها اصفهان) و اجرای پروژه های انتقال ،حجم آب زاینده رود چندین برابر شده است و تصمیم گیری برای این تولید اضافی آب ، در اختیار دولت می باشد و بر اساس مصوبه دولت سهمیه ها تخصیص می یابد و هیچ ربطی به حق آبه ندارد و آب انتقالی به یزد از آب رودخانه طبیعی که مبنای تعین حق آبه بوده است نمی باشد.شبهه چهارم:خط انتقال دوم کلا برای اصفهان بوده و یزدی ها و کرمانی ها با لطایف الحیل ۶۵ درصد آن را به خود تخصیص داده اند؟در این رابطه باید گفت که این شبهه نیز از اساس باطل است چرا که خط انتقال دوم آب به اصفهان و یزد-کرمان دو خط جداگانه می باشد که صرفا دو کیلومتر تونل مشترک دارد و در حال حاضر سهمیه تخصیصی یزد۱۵۰ لیتر،سهمیه تخصیصی کرمان ۱۸۰ و سهمیه تخصیصی اصفهان به تنهایی ۲۵۰ لیتر می باشد واین در حالی است که سهمیه تخصیصی آنها از خط اول نیز ۱۵۰ لیتر می باشد و بر خلاف یزد که چیزی در حدود ۶۵ درصد سهمیه خود را از خط اول برداشت نموده است مردم اصفهان صددرصد سهمیه تخصیصی خود را برداشت نموده اند.صرفا قرار شده است در صورتیکه خط دوم انتقال آب به یزد اجرایی شد سهمیه تخصیص یافته از خط اول به خط دوم انتقال یابد و سهمیه تخصیصی یزد از خط دوم۲۴۰ لیتر شود و۹۸ لیتر سهمیه خط اول حذف گردد و همچنین باید تاکید کنم که سهمیه تخصیصی یزد از خط اول بر اساس مصوبات ۹۸ لیتر در ثانیه می باشد که در طول سالهای خشکسالی کمتر از ۶۵ لیتر بهره برداری گردیده است وباید اشاره کنم که بر اساس مصوبه دولت آب انتقالی یزد برای آب شرب و صنعت بوده است و در حال حاضر کمتر از ۵ درصد آن به بخش صنعت و ۹۵ درصد دیگر برای بخش شرب و بهداشت مصرف می شود و ذرت المثقالی از آن صرف کشاورزی نمی گردد.در پایان باید عرض کنم متاسفانه بحران آب استان اصفهان ، مشکلاتی برای بخش های مختلف اقتصادی و افراد شاغل در این بخش ها از جمله کشاورزی، گردشگری، صنایع گوناگون و همچنین مردم شهر اصفهان ایجاد کرده است.هر فرد و گروهی در ذهن خود ، به دنبال دلایلی برای این مشکلات است که در این بین ، دم دست ترین علت می تواند خروج آب از این حوضه آبخیز باشد که فعلاً تنها خروج آب ، انتقال آب به یزد است.

 به نظر می رسد با توجه به حجم آب انتقالی به یزد و اهمیت بالای این آب در یزد یعنی مصرف شرب، مقصر دانستن یزد به عنوان متهم ردیف اول خشکسالی زاینده رود و همه مشکلات کشاورزان، صنایع و … بی انصافی است. هرچند خشکسالی ها مزید بر علت شده ولی نباید یک نکته بسیار مهم را از نظر دور داشت که بخش اصلی مشکل کم آبی در استان اصفهان ناشی از اضافه برداشت از حوزه زاینده رود برای توسعه کشاورزی است که متاسفانه در حال حاضر تا چند برابر حقابه کشاورزی براساس طومار شیخ بهایی از منابع آب رودخانه زاینده رود برداشت می شود و صرف کشت محصولات کم بازده و با بهره وری پائین آب می شود و هنوز هم کفایت نمی کند. البته آب نیز حکم ثروتی را دارد که توزیع عادلانه فقر آن بین صاحبان حق در زمان خشکسالی مانند توزیع عادلانه آن در زمان ترسالی بین حق آبه داران اهمیت دارد . هیچ قانون و منطقی، این مساله را توجیه نمی کند که آب در زمان خشکسالی به حق آبه داران بالادست و یا هر حق آبه دار دیگر مانند زمان ترسالی تعلق گیرد در حالی که حق آبه داری کلاً از دریافت آب محروم باشد و خوبست که مردم شرق اصفهان حق آبه خود را در داخل خود اصفهان مطالبه نمایند نه با تعرض به خط انتقالی آب مردم!این موضوع را نیز نباید از نظر دور داشت که اصفهان از محل احداث کارخانجات  ذوب آهن و فولاد مبارکه که از سنگ آهن معادن بافق و چادرملو تغذیه می شود، رونق اقتصادی علیحده ای پیدا کرده و قطعا مردم فهیم اصفهان قدردان این همکاری و تعامل صمیمانه یزدیها در طول  ۵۰ سال گذشته هستند.  هر چند بعضی از کارشناسان آمایش، امروزه این ایراد را وارد می دانند که  اگر بجای احداث شبکه ریلی و انتقال این همه سنگ آهن به اصفهان، یک خط لوله انتقال آب از اصفهان به یزد می امد و کارخانجات تولید آهن و فولاد در یزد احداث می شد،  توسعه متوازن تری در منطقه شکل می گرفت و این همه مسائل زیست محیطی برای شهرستان بافق بخاطر برداشت این مقدار سنگ آهن  و اصفهان بخاطر دپو شدن این همه سرباره  بوجود نمی آمد.به امید حل مشکلات خشکسالی

ثبت نظر

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

اپلیکیشن یزدنیوز