هیچ کس حال یک زن از پا افتاده ی بی کس و بیمار و بدهکار رو نمی فهمه

هیچ کس حال یک زن از پا افتاده ی بی کس و بیمار و بدهکار رو نمی فهمه

 به نام خدا

ای که دستت می رسد دستی بگیر

لطفا متن را با دقت بخوانید و در صورت توانای و تمایل به حل این مشکل با شما ره تلفن ۰۹۱۳۰۰۱۸۲۲۴ مدیر سایت تماس بگیرید تا شما رابه این خانواده وصل کند . توکل به خدا .

شما در حال خواندن یک رمان نیستید سطرهایی که می خوانید شرح حال زنی تنها با قریب ۵۵ سال سن، نجات یافته از خودکشی است

(( همسرم کارگر بود، تو بنگاه چایی می ریخت و ..خلاصه آبرو مند زندگیمان اداره می شد، دوتا پسر دو تا دختر خدا به ماداد، یادش به خیر! ناشکر نبودیم تا اینکه همسرم به هوای سرمایه گذار ی منزلمان را فروخت و همه ی سرمایه اش را از دست داد  .

در حال حاضر چندین سال است که همسرم فوت کرده پسر هام ازدواج کردند و هر دو در زیر زمین اجاره ای می نشینند که یکی از آنها اخیرا از کار بیکار شده جزو کارگرهای کارخانه کاشی بوده .

یکی از دختر هام ازدواج کرده . در منزل اجاره ای روزگار می گذراندیم مستمری شوهر خدابیامرز و قناعت ما طبع بلندمان را راضی می کرد که بگوییم خدایا شکر .

تا اینکه ورق زندگی ما خواست به بدتر شدن ورق بخوره برای دخترم با پس انداز و قرض و…. یک اتومبیل ۲۰۶ خریدم و رفتیم مسافرت تو استان غریب ماشین ما تصادف کرد یک نفر کشته شود و ماشینمان چپ کرد ! در حالیکه ماشین بیمه نبود!!

خدا یا چکار کنم زنگ زدم یزد به پسریکی از بستگانمان با سرعت اومد و چون می خواستند دخترم را ببرند زندان با التماس و …اون خودشو راننده ماشین معرفی کرد و رفت زندان تا ما دیه را جور کنیم .

این صحبت برای تقریبا  ۶ سال پیش است  باید ۶۰ میلیون تومان  جور می کردیم ماشین و که فروختیم سه میلیون تومان و شروع کردمی به وام گرفتن ۵ میلیون ثامن ۵میلیون اون یکی ثامن ۷ میلیون بانک تجارت ۱۰ میلیون بانک رفاه فایده نداشت ۱۰ میلیون ازسه نفر دیگر قرض کردم آخرش با همه ی آنچه دور بر داشتیم مجبور شدم ۲۵ میلیون چک و سفته بزاریم پیش یکی و پول بهره دار بگیریم !!!و بدبختی ما شروع شد پسر فامیلمان را از زندان در آوردیم اما هرچه داشتیم ، می دادیم قسط و و طلب کار به اجاره خانه هم نرسیدیدم و طلب ها هم کم نمی شد که اضافه می شد.

صاحب خانه بیرونمان کرد رفتیم یکی از شهرستانهای اطراف سربار زندگی یکی از اقواممان شدیم که اونم زن تنهاست .

تا اینکه چک ها رفت اجرا دخترم بازداشت شد رفت جایی که نباید می رفت !!!!،یک ماه زندان و اشک و آه من و التماس و درخواست تا اینکه با ضمانت یکی فعلا آزاد شده .

ولی خدا می دونه دو روزه هیچ چیز برای خوردن نداریم سقفی بالای سر نیست و طلب کار ها هر روز تهدید می کنند و تو این هنگامه بانکها رفتن سراغ ضامن ها و دارند حقوق خودمان و انها را کم می کنند و برا ی خودم حکم فرستادن .

شما بگید چکا ربایدمی کردم کاش شده بود خودمو بکشم الان دیگه واقعا درمانده شدم .

تقریبا همه ی مسئولین استان رو مرور کردم پیش همه اشک ریختم و حال زارم و شرح دادم به چند نفر معرفیم کردند مدارک ازم گرفتن اما رفتند و یادشون رفت چون هیچ کس حال یک زن از پا افتاده ی بی کس و بیمار و بدهکار رو نمی فهمه .))

 

 

هیچ کس حال یک زن از پا افتاده ی بی کس و بیمار و بدهکار رو نمی فهمه

ثبت نظر

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

اپلیکیشن یزدنیوز