خود گفتن و خود خندیدن

خود گفتن و خود خندیدن

هلاک مردمی بودن و (خود مردم پنداری) بزرگان شهر هستم. زبان دراز که قابل نیست ولی هستند منصوبین و منسبیونی که پیش‌مرگشان شوند. خدا سایه مبارک و مستدامشان را از سر مردم کوتاه نکند. در روزنامه‌ها خواندم یکی از شیوخ مستقر در شورای بلدیه که منت گذاشته و ریاست کمیسیون فرهنگی هم پذیرفته‌اند به دولب مبارک از مبلمان شهری و ظاهر ناآراسته این شهر و دیار گلایه فرمودند. زبان دراز ضمن سپاسگزاری از اظهار همدردی و قدرت بینایی این عزیز جلیل عرض می‌کند: از فردا همه بیایند و به شهردار و ده‌ها مدیر شهری بگویند که شهر را زیبا کنند تا برای شما هم دلپسند باشد. البته به «قوزک پای» مبارکشان عرض می‌کنم گفته‌اند در شهر دیگری، شهردار قبل از تذکر اعضای محترم شورا دست یکی از مدیران شهری را گرفته و برده او را به سمت مدیریت غسالخانه آن دیار منصوب نموده است تا عبرتی شود برای دیگران. لطفاً شما نفرمایید غسالخانه شهر جا کم دارد ضمناً به دیگر اعضای محترم شورا هم بفرمایید که انتخابات شورای شهر آنطرف سال است، زودتر شروع نکنند خسته می‌شوند!! زبان دراز طبق معمول می‌گوید: باقی به بقایتان جانم به فدایتان.

زبان دراز

اخبار مرتبط

ثبت نظر

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

اپلیکیشن یزدنیوز